http://ample.se/image-A00F_4B027372.jpg

از چی بنویسم عزیزم.

امشب که سقف بی ستاره ذهنم بر دلم سنگینی می کنه ، مانده ام که از چی بنویسم ...

از آنهایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهای مرا می خوانی ...

از چه بنویسم ؟ از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است ؟ 

از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان ؟ از خاطراتی که با تو بودن بود اما آخرش... 

 چه بنویسم ؟

از چتری که هرگز زیر آن نه ایستادم یا از حرفهایی که هرگز به زبان نیاوردم ؟

اگر قرار باشد بنویسم ... همش باید از دلتنگی بنویسم.            دلتنگم ...

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 اسفند 1388    | توسط: solma    | طبقه بندی: شعر عاشقانه،     نظرات()